الملک یبقی مع الکفر
و لا یبقی مع الظلم
امشب خداوند آخرین رسول اش را مبعوث کرد تا حجت را بر ما تمام کرده باشد. از این پس مائیم و خردمان، که رسول بی واسطه ی عصر روشنگری ست. تنهای تنها...
پس بر محمد و الله اش و بر خرد و خردمندان اش درود.
تو کجا بودی
نشسته کُنج ِ برف
من
پا به پای این همه سرشته از هراس
ـ ماهی ـ
تو
کجا بودی
من
دست به دست ِ این همه های های ِ نشسته بر شانه
ـ برف ـ
سپید ِ تو
کجا بودی
من
دَم به دَم ِ این گُداخته تابستان ِ تن سوخته
ـ مرداد ـ
تو
کجا....
من
خَم به خَم رمیده از این هزار پیچ ِ بی نشان
ـ مسیر شمال ـ
کجا
تو – تا
کجا
من
خُم به خُم این شراب ِ بی تو نشسته به قرن خسته
ـ مستی ـ
کجای تو
کجا
من
مشت به مشت این برف بازی ی ِ خواب آلود
ـ پستان ـ
تو
کجا بودی
من
کنار تو هی نادیدنی نگاه و ناکرده تبسم
ـ خاطره ـ
تو کجا بودی؟
کجای من، تو
من
روبه روی این چشمه،این چشم های ملتهب ِ سلام
ـ دوستت دارم ـ
من کجا بودم
کجا
تو
این تو دیریافته در وسعت ِ غروب ِ دور نشسته
ـ عشق ـ
هی
های برف ِ سپید ِ تابستان
تو
هی!
۳۱ تیر ۸۵
دنیای وارونه...
زین همرهان سست عناصر دل ام گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
دنیای وارونه ای ست. ۱۵۰ سال دست کم از آغاز جنبش آزادی خواهی گذشته است و صد سال از روزی که مظفرالدین شاه فرمان تشکیل مجلس شورای ملی را امضا کرد. و سی سالی هم هست که دم از ولایت علی می زنیم و حکومت عدل علوی. انصاف داشته باشیم... همه چیز وارونه شده است. امروز در جامعه، در سیاست، در فرهنگ کم تر نشانه ای از مرام و فرهنگ علی نمی بینیم و قرآن ها هنوز بر سر نیزه هاست. از آن سو در صدمین سال مشروطه، مخالفین مشروطیت شده اند سمبل جنبش ضد استبدادی. حیرتا از این دریدگی و وقاحت.
شیخ فضل الله نوری، کسی که فردای کودتا و به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه فتوای قتل بزرگی از مشروطه، آخوند و خطیب روشنفکر سید جمال واعظ اصفهانی(پدر نویسنده ی بزرگ محمد علی جمالزاده) را صادر کرد (۱) و طرفدارانش در میدان توپخانه خیاط بی نوایی را به ظن مشروطه خواه بودن، به هواخواهی شاه مستبد کشتند(۲) درباره ی مشروطه و مجلس شورای ملی این گونه نظر می دهد:
«... این دستگاه چه معنی دارد؟ چنین می نماید که جعل بدعتی و احداث ضلالتی می خواهند بکنند والا وکالت چه معنی دارد؟ موکل کیست و موکل فیه چیست؟اگر مطالب امور عرفیه است این ترتیبات دینیه لازم نیست و اگر مقصد امور شرعیه عامیه است این امر راجع به ولایت است نه وکالت، ولایت در زمان غیبت امام زمان عجل الله فرجه با فقها و مجتهدین است نه فلان بقال و بزاز و اعتبار به اکثریت آرا، به مذهب امامیه غلط است و قانون نویسی چه معنی دارد؟.... تا این که آن دستور ملعون که مسمی به قانون اساسی است نوشته شد...» (۳)
حالا این شیخ به اعتبار حرفی از آل احمد که کینه و زخم عمیقی که از روشنفکران بر دل دارد بر کسی پوشیده نیست، شده است سمبل مشروطیت. گفتم که، دنیای وارونه ای ست.
زین همرهان سست عناصر دل ام گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.
صد سالگی مشروطه و میلاد مولود کعبه، مولا علی بر شما مبارک باد.
۱- خاطرات آقا سید یعقوب انوار. نگاه نو،مرداد ۱۳۸۵،صفحه ی ۷۳.
۲-« همین شیخ فضل الله با یکی از علمای دیگر، پدر سید ضیاالدین معروف، سید علی یزدی، رفتند به میدان توپخانه، در تهران دور توپ ها مردم بی سر و پا و فقیر فقور و به زور دوقران، سه قران، آن ها جمع می شدند و فحش می دادند، مرده باد مشروطیت و زنده باد محمد علی شاه. و حتی یک نفر را هم به دار کشیدند، یک نفر خیاطی را که فهمیدند مشروطه طلب است.» محمد علی جمال زاده، نقل از کتاب تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران. به کوشش ع.باقی. نشر تفکر،بهار ۱۳۷۳.صفحه ی ۵۰.
۳- شیخ شهید فضل الله نوری ، محمد ترکمان. چاپ رسا. نقل شده در روزنامه شرق، ۱۳ اردی بهشت ۱۳۸۵.
پسر عموها...
«اینک فرشته ای به دیدارت می فرستم تا از تو در راه نگاهبانی کند و تو را به جایی که برایت آماده کرده ام برساند. (عهد عتیق. خروج ۱۰:۱۳)
یهوه به جای شما خواهد جنگید،شما آرام بگیرید.(عهدعتیق. خروج ۱۴:۱۴).»
صهیونیزم، فلسفه ی پیدایش کشوری به نام اسراییل را از میان تک تک سطور کتاب مقدس تورات بیرون می کشد. قوم موسا منجی آخرالزمان را از میان فرزندان اسحاق فرزند بزرگ تر ابراهیم نبی می جویند و گمان دارند که ابراهیم (پدر ایمان) اسحاق را برای قربانی کردن برگزید. چه قوم یهود خود از پشت اسحاقند. فلسطین(یا چنان چه یهودیان می پسندند اسراییل) برای آن ها همان سرزمین موعودی ست که با برپا شدن دولت یهود در آن، مسیحای موعود ظهور خواهد کرد. پس این برای یهودی های صهیونیست، جنگی(یا چنان که خود می پسندند تلاشی) سراپا مقدس و ایدئولوژیک است.
مسلمانان منجی ی وعده داده شده را از میان فرزندان اسماعیل فرزند کوچک ابراهیم نبی می جویند و باور دارند که خلیل الله همو را به قربان گاه برد. چه اعراب خود از پشت اسماعیلند. و فلسطین نخستین قبله گاه مسلمانان همان جایی ست که عیسا پسر مریم پس از ظهور منجی موعود در آن به سپاه اسلام خواهد پیوست. پسر آدم (نامی که منجی وعده داده شده به آن ملقب است) جهان را از بی عدالتی و کفر خواهد زدود. پس این برای مسلمانان، جنگی (یا چنان که خود می پسندند دفاعی) سراپا مقدس و ایدئولوژیک است.
و در آن سوی اقیانوس ها نومسیحی های جمهوری خواه با تکیه بر عهدهای کتاب مقدس(جدید و قدیم) این سخن را به یاد می آورند که عیسا مسیح پسر مریم روزی به زمین بازخواهد گشت که در سرزمین موعود( میان دو خط آبی بالا و پایین پرچم اسراییل که اشاره ای به دو رود نیل و فرات است) جنگی سخت میان فرزندان اسحاق و اسماعیل در گرفته باشد. جنگ آخرالزمان که آرماگدون اش می خوانند. پس این برای عیسویان نیز جنگی سراپا مقدس و ایدئولوژیک است.
در روزگاری که ایدئولوژی ی بنیادگرایانه و جنگِ انرژی، جهان را به بمبی ضامن رها شده شبیه تر کرده است و انسانیت در چمبره ی نژادپرستی سامیسم و آنتی سامیسم گرفتار آمده، دقیق ترین پیش گویی از آن پرزیدنت بیل کلینتون(کسی که در زمان او جنگ بالکان با دخالت مستقیم ارتش آمریکا به پایان رسید اما خود به جرم لمس پستان های دختری اغواگر رسوایی آفرید) است که در خاطراتش نوشت:«جنگ پسر عموها عاقبت جهان را به آتش خواهد کشید.»
چه تفاوت دارد که پسرآدم را به چه نام بخوانیم؟ او یکی ست چنان چه ما فرزندان ابراهیم،همه به اتفاق ، خدایی یگانه و بی همتا را با نام های گوناگون می پرستیم. باید دعا کرد تا پیش از آن که این بمب منفجر شود خداوند به وعده ای که داده عمل کند و جهانی بسازد سراپا عدالت و آرامش.
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر.
این روزها ششمین سالگرد در گذشت شاعر بزرگ آزادی ست. احمد شاملو. مهرداد قاسمفر دوست و همکارم که الان دو ماهی از باز داشتش به همراه مانا نیستانی می گذرد، فردای مرگ شاملو در روزنامه ی ایران تیتر زد:
جهان شاملو را از دست داد
و چه تیتر زیبا و به جایی. به امید آزادی هرچه زودتر مهرداد و مانا. یاد شاعر بزرگ سرزمین مان گرامی که گفت:
هراس من
- باری –
همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزون باشد.
و افسوس که شاملوی بزرگ در یک چنین سرزمینی مرد. افسوس...